خرید بک لینک
توان ادبی مولانا هم نتوانست درد عشقی را کشیده بود بیان کند هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من ... شعرهای عاشقانه، بچه گانه هایی برای کاهش درد است ... امروز نوشت : بعضی ها جنسیت ندارند. اسم هم ندارند. اما هستند. میفهمند. و خوبند. مثل تو! پی نوشت: لازم بود نامم را صدا کنی تا باور کنم. اگر گذرت به کلبه ما افتاد، ندا دهی، مرا در آغوش خواهی یافت... این آخرین خط قرمز ماست فاصله اندیشه تا زمان جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۱۹ ق.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: شعر, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

متحد شدن از من و تو شروع شد، رها. قرار بود به من و من نیز تداوم یابد که... یافت. امروز اولین روز اتحاد است. با صدای United از Ryan Farish هر شب همین ساعت. یک گام به OU که فقط تو رازش را میدانی. رها مثل تو نمیشوم. اما متحد خواهم شد. یکدست. وسیع. عاشقانه ترین تو ام. مثل همیشه.... مثل هر روز.... خیلی دوستت دارم. به اندازه همان قنجی که جدیدا کشف کردیم... شب اول. مبارکت باد فاطمه. فاصله اندیشه تا زمان شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: پیش,شماره,اول,تابستان, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

چگونه است که دوست داشتن کاری از آدم نمیبرد ولی دوست داشته شدن این همه کار میکند برای آدم؟ به آدم عاشق باید گفت کار آفرین نمونه این روزها ارتباط دوست داشتن و دوست داشته شدن را عملا تشریح میکنم. فاصله اندیشه تا زمان سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۶ساعت ۳:۵۲ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: رابطه, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

وقتی قرار است خودت باشی... صاف و ساده! منطقی اما نه فلسفی! ادبیاتت میشود از آنها که یک راست میرود در قلب آدم. تو خیلی آرام و ساده "من" میشوی و دیگران چه ساده تر و آرام تر دوستت خواهند داشت. گسترده میشوی در طبیعت و آبشار و کویر و حیوان و انسان و روحت به لطافت، متعالی میشود. او تو را "منحصراً" آفریده تا " من" باشی فقط من. و سالها فرار ِِ فراز از " من" شایسته نبود. همه چیز از من شروع میشود. وقتی قرار است خودت باشی، صاف و ساده میشوی. منطقی میشوی اما نه فلسفی و ادبیاتت میشود از آنها که یک راست میرود در قلب آدم ها. تو خیلی آرام و ساده من میشوی و دیگران چه ساده تر و آرام تر دوستت خواهند داشت. گس

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

در بهشت، اسباب بازی ها خودشان جمع میشوند... نازنین ترین من! بازی های بزرگ مبارکت باشد. بهشت من! شرط های زندگی را عاشقانه بازی بده تو تنها برنده بازی های دنیای کودکانه ای آه فاصله اندیشه تا زمان سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۲:۴۷ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: شرطی, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

تو میتونی بری هرجایی که میخوای عزیزتر از تو مگه هست؟ هست... هست؟! چطوری میتونم پروازت بدم در حالیکه من به تو وابسته تر از تو به منه؟ فرازم... فاصله اندیشه تا زمان پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۱۷ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: فرازم, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

گار: پسوندی است که به ریشة فعل میپیوندد و افادة فاعل میکند. آموزگار (صیغة شغل)، پذیرفتگار (صفت فاعلی)، سازگار (صیغة مبالغه). لیوان قهوه من کمتر از سیگار در دست تو ندارد...ما همه محتاج به عاداتیمو تو...[آه خدای من که از گفتن " تو" هم لذت میبرم ]به تو عادت کرده اممرا گاه به گاه محروم کن تا لحظه دیدارت، قلبم به تپش بیفتد... درست مثل وقتی که از ندیدنت و نداشتنت به لیوان های پی در پی قهوه فرانسوی پناه بردم...اگر همراه بوده ایم من به هدفم عاشقم. به مسیر. به تلاش و... به تو! آخرین جرعه قهوه، زمخت است. فاصله اندیشه تا زمان پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۵۵ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: گار, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

جایی نرو ... حرفهای منقطع من برای من. منطقش با من. دگرگونی اش با تو به هم بزن این چرخه معیوب وابستگی را شاید تنها راه رهایی، فراموش شدن است. فاصله اندیشه تا زمان شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۴۵ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: فراموشخواهدشد, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

همه زن ها به یک مرد، که دوستشان بدارد نیاز دارند که به آنها بگوید، زیبای من که وقتی لباس جدید میپوشند بگوید، چقدر زیبا شده ای وقتی رژ میزنند، نگاه کنند و ببینند و ببوسند وقتی عطر میزنند، ببویند و ببوسند و... بغل کنند که دوسِت دارم فاصله اندیشه تا زمان پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۹:۲۵ ق.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: زنها, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

دریا... ب خسته نیستم. اما نه به اندازه ای که از واژه خستگی استفاده نکنم...راستش را بخواهی کمی خسته ام.خسته از همه آنهایی که میگویند دوستت داریم ولی ندارند.خسته از تمام کسانی که میگویند هستند اما نیستند.یک راه برایم بیشتر باقی نمانده است.بازگشت...و چقدر شیرین است این بازگشت.فرازم، مرا دریاب! فاصله اندیشه تا زمان جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۰:۵۷ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |

برچسب: دریا, نویسنده: پرهام اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

صفحه بندی